۱۵ دی ۱۳۸۶، ۱۱:۱۶

/ سالروز عملیات کربلای 4/

سال سرنوشت ساز دفاع مقدس / تغییر استراتژی عملیات از جنوب به شمالغرب

سال سرنوشت ساز دفاع مقدس / تغییر استراتژی عملیات از جنوب به شمالغرب

خبرگزاری مهر-گروه سیاسی: در سال 1366 پس از آن که جبهه جنوب به نوعی به بن‌بست رسید و انجام عملیات در آن جبهه به دلیل هوشیاری و حساسیت خاص دشمن و عدم تناسب توان نظامی ایران با شرایط آن جبهه و ماشین نظامی عراق، غیر ممکن شد، استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال تغییر کرد.

در سال 1366، تحولات قابل ملاحظه ‌ای از نظر نظامی و سیاسی در جنگ بروز کرد؛ همین تحولات موجب شد که مؤلفه‌های جدیدی وارد صحنه شده و جنگ را در آستانه دگرگونی‌های اساسی قرار دهند و در نتیجه پایان عمر آن را نزدیک کنند. پس از عملیات کربلای 5 و فرو ریختن مستحکم‌ ترین خط‌ های دفاعی عراق در شلمچه، اعتماد به توانایی عراق در متوقف کردن پیشروی‌های رزمندگان اسلام مورد تردید قرار گرفت. در این حال، ابرقدرتها پنداشتند، چنانچه دست روی دست بگذارند و مانند گذشته، از خط مشی تقویت عراق و حمایت از او تبعیت کنند، احتمال فروپاشی عراق و از دست رفتن منافع آنها در منطقه وجود دارد. از این رو، تصمیم گرفتند به طور عملی وارد صحنه شده و به جنگ پایان دهند.

تصویب قطعنامه 598، طرح تحریم تسلیحاتی ایران، حضور نظامی در خلیج ‌فارس و درگیری نظامی با ایران و برخی اقدامات دیگر، همگی در راستای اعمال فشار به ایران و هموار کردن زمینه، با هدف اتمام جنگ انجام گرفت. اقدامات ابرقدرتها، تا حدودی به جنگ جنبه بین‌المللی داد به گونه‌ ای که در سال 1366 غرب و اروپا و به میزان کمتری شوروی سابق، در کنار عراق قرار گرفتند و در صحنه دیپلماسی و به ویژه صحنه نظامی از این کشور حمایت کردند.

فرماندهان سپاه به هیج وجه حاضر نبودند برتری در موازنه نظامی و سیاسی جنگ را با عملیات ناموفق، از دست بدهند. به‌ ویژه آنها در چارچوب استراتژی رسمی کشور مبنی بر عملیات نظامی موفق برای دستیابی به صلح شرافتمندانه و تضمین شده، ماموریت داشتند با عملیات‌های پیروز، عدم کفایت ارتش عراق در حفظ سرزمین‌های این کشور بیش از پیش به منصه ظهور رسانده و راه را برای دیپلماسی جمهوری اسلامی هموار سازند

در این مقطع، جمهوری اسلامی شکل جدیدی از اقدامات نظامی را پیگیری می کرد که تا پیش از آن، سابقه نداشت. پس از آن که جبهه جنوب به نوعی به بن‌بست رسید و انجام عملیات در آن جبهه به دلیل هوشیاری و حساسیت خاص دشمن و عدم تناسب توان نظامی ایران با شرایط آن جبهه و ماشین نظامی عراق، غیر ممکن شد، استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال تغییر کرد. در این راستا سپاه در سال 1366 با تمام توان برای "کسب فرصت" تلاش کرد بار دیگر در جبهه‌ ای جدید شکست دیگری را به ارتش عراق وارد کند تا ماشین دیپلماسی کشور قدرت بیشتری برای حل مسئله جنگ از طریق سیاسی به دست آورد. از این رو بلافاصله پس از عملیات کربلای 5 ، سپاه با انجام عملیات کربلای 10 در شمال سلیمانیه وارد جبهه شمال غرب شد و تا آخر سال 1366 نیز در این جبهه دست به عملیات زد، در حالیکه، در جنوب نیز مترصد فرصت بود تا در صورت فراهم آمدن شرایط لازم جهت انجام عملیاتی موفقیت آمیز، اقدام به تک کند.

با وجود درک مشترک فرماندهان نسبت به بن‌بست جنوب و لزوم جلوگیری از توقف جنگ، تغییر استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال آسان نبود. در این میان، اعلام آمادگی قرارگاه رمضان مبنی بر امکان پیشبرد جنگ در جبهه شمال غرب، تا حد زیادی راه ‌گشای وضعیت موجود بود. اما در این باره، فرماندهان جنگ اجماع نظر نداشتند و نظر بسیاری از آنها مخالف بود. این مخالفت در سطح فرماندهان عالی و یگان‌ها بیشتر به چشم می‌خورد. در اینجا، به برخی عوامل مؤثر بر انتخاب جبهه شمال اشاره می شود.

عوامل مؤثر در تغییر استراتژی

در طول جنگ تحمیلی، انجام عملیات در مناطق غرب و شمالغرب به اشکال گوناگون و بیشتر به صورت محدود و ایذایی مورد توجه سپاه و تصمیم‌ گیرندگان نظامی قرار داشت و هدف از این اقدامات گرم نگه ‌داشتن جبهه‌ها، حفظ دور عملیات، تصرف برخی ارتفاعات سرکوب، فریب دشمن، تجزیه قوای عراق از جنوب، بازسازی و آماده نگه ‌داشتن یگان‌ها و رزمندگان، حفظ استقرار قوای دشمن در منطقه و جلوگیری از حرکت آنها به سوی جنوب، کسب زمان برای بازسازی، سرکوب ضدانقلاب و ستون پنجم عراق بود.

در سال 1366 استراتژی عملیاتی جنگ از جنوب به شمال غرب تغییر یافت و سپاه تمام عملیات‌های خود را در آن منطقه انجام داد. بن‌ بست جبهه‌های جنوب برای ادامه نبرد و تضمین موفقیت در عملیات مهم‌ترین دلیل برای خارج شدن از جنوب و آمدن به شمال بود.

فرماندهان سپاه به هیج وجه حاضر نبودند برتری در موازنه نظامی و سیاسی جنگ را با عملیات ناموفق، از دست بدهند. به‌ ویژه آنها در چارچوب استراتژی رسمی کشور مبنی بر عملیات نظامی موفق برای دستیابی به صلح شرافتمندانه و تضمین شده، ماموریت داشتند با عملیات‌های پیروز، عدم کفایت ارتش عراق در حفظ سرزمین‌های این کشور بیش از پیش به منصه ظهور رسانده و راه را برای دیپلماسی جمهوری اسلامی هموار سازند. از این رو، عملیات موفق و تعیین کننده از اولویت‌های نظامی بود. 

فعال شدن قرارگاه رمضان از سال 1364 و ارتباط با گروه‌های کرد معارض در شمال عراق و نیز حضور نیروهای این یگان در داخل خاک عراق، شرایطی را به وجود آورد که امکان گشودن جبهه جدید برای ارتش عراق و آغاز شکل جدیدی از جنگ فراهم شد

ازدیگرعوامل مؤثر و تعیین کننده در تغییر استراتژی جنگ از جنوب به شمال، قرارگاه رمضان بود. فعال شدن این قرارگاه از سال 1364 و ارتباط با گروه‌های کرد معارض در شمال عراق و نیز حضور نیروهای این یگان در داخل خاک عراق، شرایطی را به وجود آورده بود که امکان گشودن جبهه جدید برای ارتش عراق و آغاز شکل جدیدی از جنگ فراهم شد. علاوه بر این عوامل، گزارش‌ها و برداشت‌ های فرماندهان قرارگاه رمضان و تبیین آنها از اوضاع داخلی عراق و ارائه آن به فرماندهی سپاه نیز در توجه به استراتژی شمال مؤثر بودند.

با این حال، تغییر استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال از جهات مختلف در ابهام و تردید قرار داشت: اهمیت هدف‌های جنوب و نقش تعیین کننده آنها در سرنوشت جنگ و دستیابی به هدف‌های سیاسی، شکل ‌گیری و انطباق سازمان رزم سپاه با عملیات در منطقه جنوب و در مقابل،استراتژیکی نبودن مناطق شمال غرب، عدم آمادگی عقبه‌های این مناطق برای پشتیبانی تک و عدم اعتقاد فرماندهان یگان‌ها و قرارگاه‌ها به انجام عملیات در منطقه غرب و شمال غرب به عنوان تمرکز فعالیت‌های نظامی و انجام عملیات گسترده، محدودیت‌های جوّی و عوامل دیگری از این دست، جابه‌جایی اولویت جغرافیایی در ادامه جنگ را با دشواری روبه ‌رو ساخته بود.

از این رو، تغییر این استراتژی نیاز به پشتوانه و چارچوب فکری جدیدی داشت تا فرماندهان نسبت به این تغییر متقاعد شوند. در واقع، این مشکل در هر مقطع از جنگ که ابتکار جدیدی وارد عرصه طراحی و تصمیم ‌گیری می ‌شد، وجود داشت، اما این بار، از شدت بیشتری برخوردار بود. فرمانده سپاه برای حل این مسئله، از دو طریق اقدام کرد: الف - ترسیم وضعیت جبهه‌های جنوب و عدم امکان انجام عملیات در آنها ب - ارائه جمع‌ بندی جدیدی از چگونگی غلبه نظامی بر عراق و شکست این رژیم در جنگ و همچنین، جایگاه منطقه شمال غرب و جنگ نامنظم در ادامه نبرد.

برنامه‌ ریزی برای شمال غرب

در برنامه ‌ریزی انجام شده برای ورود به جبهه شمال در سال 1366 ابتدا مقرر شد که دور تک متوقف نشده و با انجام عملیات ‌های متوالی، ادامه یابد. از این رو برای اولین بار در طول دوران جنگ، در فروردین این سال، نخستین عملیات در آن جبهه و در حالی که هنوز برخی از ارتفاعات شمال غرب پوشیده از برف بود، آغاز شد. از آنجا که انتخاب شمال سلیمانیه و محور ماووت در چارچوب استراتژی شمال قرار داشت، تلاش‌های بعدی نیز در همین منطقه صورت گرفت.

مهم‌ترین مانع بر سر راه اجرای استراتژی شمال، آماده‌ نکردن عقبه‌های مناطق عملیاتی، نداشتن تجربه عملیات بزرگ زمستانی در شمال وعدم اعتقاد و باورفرماندهان  نسبت به انجام عملیات اصلی در شمال غرب بود

مهم‌ترین مابر

ادامه نبرد در شمال در سال 1366، ابتدا محدود به فصل بهار و تابستان بود، اما تصمیم گرفته شد در پائیز نیز حضور سازمان سپاه در شمال غرب ادامه یابد و در زمستان به جنوب باز گردد. ولی همان گونه که از قبل مشخص بود، شرایط منطقه جنوب مانع از انجام عملیات در آن جبهه بود و به این دلیل، در عمل نیز تصمیم گرفته شد که تلاش اصلی سپاه در سال 1366 در شمال غرب انجام شود. بدین ترتیب، درابتدای مهرماه سال1366، هفده تن از فرماندهان نیروی زمینی، قرارگاه‌ها و یگان‌های سپاه وارد شمال عراق شده و محورهای قلعه ‌دیزه، سد دوکان، تنگه سورداش، تنگه سه در، تنگه قیزلو و ارتفاعات پیرمکرون، آبسنگران، ازمر، چرماوند، موکبه، قیوان، گوجار، الاغلو، دولبشک، آمدین و همچنین سد دربندیخان، حلبچه، محور سلیمانیه، خرمال و نیز ارتفاعات بمو، شاخ خشیک تا محور آق‌داغ را بازدید و شناسایی کردند.

پس از چندی و به ویژه از آبان ‌ماه سال 1366 به بعد، طرح ‌ریزی عملیات گسترده در شمال غرب مورد توجه واقع شد و نیز آذرماه در قرارگاه شهید بروجردی واقع در حومه شهر بانه، درباره این موضوع به بحث و بررسی پرداختند که سرانجام، محور های گرده ‌رش، ماووت، دوپازا، قلعه دیزه، ازمر، آمدین، حلبچه و سد دوکان مورد توجه بیشتر قرار گرفت و در نهایت، مناطق کرکوک، سد دوکان، سلیمانیه، حلبچه و قلعه ‌دیزه برای عملیات اصلی سال 1366 انتخاب شدند. همچنین، براساس این تصمیم ابتدا می ‌بایست ارتفاعات واقع در شرق و غرب رودخانه قلعه چولان تصرف می ‌شد تا امکان عملیات در محور سد دوکان، سلیمانیه و کرکوک مهیا شود. این ارتفاعات عبارت بودند از: آمدین، قمیش، گوجار، الاغلو و دولبشک.

 مهم‌ترین مانع بر سر راه اجرای استراتژی شمال، آماده‌ نکردن عقبه‌های مناطق عملیاتی، نداشتن تجربه عملیات بزرگ زمستانی در شمال و عدم اعتقاد و باور فرماندهان نسبت به انجام عملیات اصلی در شمال غرب بود. به علاوه، شرایط نامساعد آب و هوایی در زمستان و عدم آگاهی از کیفیت آن، برنامه ‌ریزی و زمان ‌بندی امور را دچار اختلال می کرد. و بالاخره، همین مسئله به عنوان یک عامل، موجب شد که جهت ‌گیری عملیات اصلی از شمال سلیمانیه به حلبچه و سد دربندیخان تغییر کند. سرانجام، مطابق برنامه ‌ریزی ‌های انجام شده، از میان مناطق مورد نظر، عملیات در محورهای غرب و شرق رودخانه قلعه چولان، شهر ماووت، ارتفاعات دوپازا، حلبچه و سد دربندیخان انجام شد که با پیشروی و تصرف چند شهر عراق از جمله حلبچه همراه بود.
 
جمع‌بندی و نتیجه ‌گیری

از فروردین 1366 تا فروردین 1367 ـ به جز عملیات کربلای 8 که ادامه عملیات کربلای 5 به شمار می ‌رفت ـ تمام عملیات‌های جمهوری اسلامی در مناطق کوهستانی شمال غرب انجام شد. در این مقطع، بیش از 55 عملیات ایذایی، محدود و بزرگ صورت گرفت که سپاه پاسداران بیش از 51 عملیات در همین سطوح انجام داد. در میان عملیات‌ های انجام شده در شمال غرب، عملیات ‌‌های کربلای 10 ، بیت ‌المقدس2 و والفجر 10 نسبت به سایر عملیات‌ها، مهم‌ تر بودند و آثار آنها تعیین کننده ‌تر تلقی می‌شد. در عملیات‌های سال 1366، نیروهای خودی، شهرهای ماووت، حلبچه، خرمال، سید صادق، چند قریه و ده‌ها ارتفاع مهم منطقه را به تصرف درآوردند و یا بر آنها مسلط شدند. از نظر کمّی، در این سال، جبهه خودی بیشترین عملیات را انجام داد که سهم قرارگاه رمضان در انجام تک‌های ایذایی و کمک به عملیات محدود و بزرگ سپاه قابل توجه بود.

-----------------------------

مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ

کد مطلب 440221

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha